آخرین مطالب ارسالی
Last Posts
آهنگ های ویژه
Best Posts
کاشت مو
بهترین سایت کاشت مو با کمترین قیمت
کلینیک زیبایی
معرفی فیلم یک کیلو بیست گرم

روایت چندین زندگی

فیلم قربانی عدم پرداخت صحیح در فیلمنامه شده و ضعف در کارگردانی آن را از تبدیل شدن به اثری قوی تری دور کرده است . موضوع فیلم یک کیلو بیست گرم همچنانکه در اشاره‌ی نام فیلم به مشابه خارجی آن مشهود است (به جز یک کیلوگرم اضافی آن که به دلیل وزن نوزاد در آن گنجانده شده)، روایتگر چندین زندگی  است که در چند گره به یکدیگر متصل می‌شوند.

یک کیلو بیست گرم

این اتصال در دو خانواده‌ی فیلم از همان دقایق ابتدایی و سکانس دعوا در منزل دختر شکل می‌گیرد. از همان ابتدای این سکانس و به کمک بازی نامأنوس و تاحدی اغراق شده‌ی روشنک گرامی در این صحنه می‌توان حدس زد که قرار است اتفاقی در صحنه رقم بخورد. گرچه فضای شاد خانواده‌ی بابک (سعید آقاخانی) نیز پیش از این به گونه‌ای هشدار وقوع اتفاقی تلخ در این خانواده را به ما داده است از بعد از حادثه، داستان در یک سراشیبی می‌افتد که تا دقایق پایانی نیز از آن بیرون نمی‌آید.

قصاص

شاید دلیل آن این باشد که روایت تصادفی قصاص، درخواست بخشش و تامین دیه، پس از تکرارهای مکرر در محصولات سینمایی و تلویزیونی دیگر قدری مندرس شده و دیگر چندان درون مایه‌ی محکمی ندارد تا انگیزه‌ای برای ادامه‌ی داستان در مخاطب ایجاد کند.

یک کیلو بیست گرم

هرچند که اینجا تلخی داستان اندکی کمتر از سایر نمونه‌های مشابه آن است؛ کسی در قبال این حادثه کشته نشده، قصاص معادل کور کردن چشم فرد خاطی است و فرد قربانی هم از پشتیبانی مالی مناسبی برخوردار است و همه‌ی اینها به گونه‌ای دل مخاطب را گرم نگه می‌دارد که او از بدهی خود خواهد گذشت، و تنها محرک این امر صرف فاش شدن حقیقتی ساده است که نه بار اخلاقی چندانی دارد و نه ما داستانی را که پشت این حقیقت وجود دارد می‌فهمیم.

به گونه‌ای که انگار الی و نامزد او تنها وسیله‌ای هستند که موجبات دو داستان دیگر را فراهم می‌کنند؛ پیشینه‌ای دوخطی از آنها می‌شنویم و به جز حالات عصبی پسر، مشخصه‌ی دیگری از این ارتباط دستمان را نمی‌گیرد. نه می‌توانیم دختر را قضاوت کنیم، و نه می‌دانیم واقعا شب قبل از حادثه کجا بوده است یا چرابه  پسر دروغ می‌گوید و چرا پسر به عسل حساس است و… شاید بتوانیم تمام این پاسخها و خط داستانی بین آنها را در ذهن خود متصور شویم، اما حتی اگر این تخیل  به داستانی منسجم برسد، آن داستان دیگری است که وجودش را مدیون تخیل خود هستیم و نه قلم نویسنده!

 

تقابل غم و امید

یک کیلو بیست گرم

بهترین قسمت فیلم یک کیلو بیست گرم پنج دقیقه‌ی پایانی آن است؛ شروع آن را می‌توان از غافلگیری مادر زن (صدرعرفایی) در بیمارستان دانست که در موقعیتی که برای او و نیز برای مخاطب مبهم است که چرا دامادش به بیمارستان آمده و همسایه‌ی طبقه‌ی بالایی کیست و در بیمارستان چه کار می‌کند، با حقیقتی دیگر روبه رو می‌شویم و با خود می‌گوییم که ای کاش فیلم از چنین جایی تازه روی غلتک بیفتد.

ماجراهای فیلم یک کیلو بیست گرم در گرو افشای یک راز یا مسئله‌ی اخلاقی است، اما یک کیلو و بیست و یک گرم از معدود فیلم‌هایی است که در گیر و دار سندروم «فیلم کپی به مثابه‌ی فرهادی ساختن» نمی‌افتد و تصمیم شخصیت‌های خود را عیان نشان می‌دهد و از نمایش پایان آن که برای یک خانواده «هپی اند» است و برای دیگری پایانی غمگین، ابایی ندارد. به گونه‌ای که در صحنه‌ی آخر (اگر از افتادن چادر زن در اوج آهنگ صرف نظر کنیم) تقابل جالبی از این دو پایان و این غم و امید در کنار هم از آب در آمده است.

کارگردان : رحیم طوفانی
فیلمنامه نویس: لیلا نیکزاد
بازیگران : لیلازارع، سعید آقاخانی، فرشته صدرعرفایی، آناهیتا افشار، بابک انصاری، روشنک گرامی، مریم کاویانی، رهام مخدومی، سمیرا ذکایی.

 

نویسنده مقاله حمیرا افشار

مجله همشهری ۲۴


مقالات بیشتر:

نوآبامبک، راوی داستان‌های رئالیستی درباره‌ آمریکا

معرفی فیلم های سینمای هنر و تجربه – قسمت دوم

 ارسال در حدود 4 هفته قبل  ادامه مطلب »